مسئولیت و سازندگی

با یادی از درب سوخته خانه تشیع

مسئولیت و سازندگی

با یادی از درب سوخته خانه تشیع

بسم الله الرحمن الرحیم
به یاد دری که سوخت، پهلویی که شکست، سری که شکافت، جگری که آتش گرفت، گلویی که بریده و چادری که از سر کشیده شد. اسم وبلاگ نام یکی از کتب معروف شیخ مظلوم، استاد علی صفایی حائری می‌باشد. یاعلی

آخرین نظرات
پیوندهای روزانه

سکوت مرد تواضع و عدالت

پنجشنبه, ۱۹ دی ۱۳۹۲، ۰۱:۳۲ ب.ظ
بسم الله الرحمن الرحیم

مدت‌هاست که او را می‌شناسم، مردی که هر وقت می‌بینمش یا همکلامش می‌شوم یادآور اسطوره‌هایی می‌شود برایم که تنها در کتاب‌های دفاع مقدسی یا زندگی و سلوک مسئولان اوایل انقلاب خوانده‌ام و خوانده‌ایم.

قطعا این جمله امام امت را در سوگ شهیدان رجایی و باهنر شنیده‌اید که فرمود: اگر رجایی و باهنر نیستند، خدا که هست! حقیقتش از زمانی که این جمله امام را سال‌ها پیش خواندم و یا همین حالا می‌خوانم تنها یک چیز فکرم را مشغول کرده و می‌کند، اینکه امثال رجایی و باهنر چقدر جایگاهشان بالا بوده، چقدر مردم در بهت از دست رفتن آن‌ها بودند، خلاصه چقدر رفتن این دو عزیز برای مردم گران تمام شده که امام می‌گوید: ... خدا که هست...

رسانه‌های ما به تبع رسالت خبری و تحلیلی که دارند حالا پر هستند از اخبار و تحلیل‌های حول محور مفاسد اقتصادی آدم‌هایی که روزگاری صدا و سیمای ما، یا همین رسانه‌های اینترنتی و چاپی تیتر یکشان به آنان تعلق خاطر داشت.

اما حالا آنقدر این آش شور شده که خود ما رسانه‌ای‌ها هم علاقه‌ای به خواندن و پیگیری این اخبار نداریم...حالا برویم سر پاراگراف اول که نوشتم، همان مردی که روی اصلی سکه انقلاب است نه آن مفسدان اقتصادی و فرهنگی و غیره که روزگاری مسئولیتی داشته و چهره بدلی از نظام ساخته‌اند.

خیلی‌ها شاید ندانند او یک فقیه و مجتهد است. لباس روحانیت نمی‌پوشد اما سلوک روحانی او باعث شده تا زیاد در چشم رسانه‌ها نباشد، چه آن زمان که رئیس سازمان زندان‌ها بود، چه زمان استانداری و دادستانی و چه زمانی که وزیر دادگستری دولت دهم بود و حالا چند ماهی است بر مسند معاونت امنیتی، سیاسی دادستان کل نشسته است.

شیخ را آن‌هایی را که باید بشناسند، می‌شناسند، مردی که مورد وثوق رهبری و نظام بوده و روی دیگر سکه‌ای است که این روزها مردم از برخی چهره‌هایی که عملکردشان به پای نظام نوشته شده و هزینه‌ای بودند و هستند روی دست نظام، در ذهن دارند.

مدت‌ها بود که می‌خواستم در مقام مردی که دیدنش آدم را یاد لاجوردی‌ها، بهشتی‌ها و باهنر‌ها می‌اندازد بنویسم و پیشنهاد بدهم به مانند دو همایشی که برای پاسداشت صداقت و رفتار عالمانه آقایان حدادعادل و کدخدایی توسط جمعی از نیروهایی ارزشی گرفته شد برای این مرد نیز گرفته شود با این عنوان: مرد تواضع و خدمت یا مرد عدالت و صداقت، که حقیقتا هر چهار صفت را بنده در سید مرتضی بختیاری دیده‌ام.

دوستانی که بنده را می‌شناسند، روحیات حقیر را هم می‌شناسند و می‌دانند که بیشتر از آن‌که اهل تعریف و تمجید باشم، اهل نقد هستم و روحیه تمجید ندارم(که البته این روحیه بیشتر اهالی رسانه است)، اما در این مورد حجت شرعی داشتم که بنویسم چرا که باید مردم ما بدانند اصالت انقلاب و نظام ما به اینگونه افراد است برای همین است که جای نگرانی نیست، جای شک و تردید به راه نیست، آن‌هایی که آمدند و چند روزی در رسانه‌ها غوغا کردند و حالا یک پا به دادگاه دارند و یک پا به بیمارستان چرا که به گفته خودشان خانواده‌هایشان زیر فشار روحی و عصبی! شدید ناشی از این دادگاه و دادسراها هستند هر چند لطماتی به پوسته اعتمادی مردم وارد کردند اما جان انقلاب ریشه‌دار است و عمیق، ریشه‌هایی نظیر سید مرتضی بختیاری.

یاعلی
موافقین ۰ مخالفین ۰ ۹۲/۱۰/۱۹
میثم تولایی

سید مرتضی بختیاری

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی