مسئولیت و سازندگی

با یادی از درب سوخته خانه تشیع

مسئولیت و سازندگی

با یادی از درب سوخته خانه تشیع

بسم الله الرحمن الرحیم
به یاد دری که سوخت، پهلویی که شکست، سری که شکافت، جگری که آتش گرفت، گلویی که بریده و چادری که از سر کشیده شد. اسم وبلاگ نام یکی از کتب معروف شیخ مظلوم، استاد علی صفایی حائری می‌باشد. یاعلی

آخرین نظرات
پیوندهای روزانه

چند سال است نمکدان می‌شکنیم؟!

شنبه, ۲۹ بهمن ۱۳۹۰، ۰۲:۵۵ ق.ظ

به محضر مبارک علامه ملا محمد تقى مجلسى(مجلسی پدر) گفت: آقا جان! دیوار
به دیوار خانه ما یک همسایه دارم، خیلى آدم بى‏ دین است، چه کنم؟ جایم را
هم نمى‏ توانم عوض کنم، پول هم ندارم، زبانى هم ندارم که او را با خدا
آشتى بدهم، چه کنم؟

فرمودند: ببین یک شب مى‏ توانى دعوتش کنى، من هم مى‏ آیم، دو کلمه با او حرف بزنم
گفت: نمى‏ دانم مى‏ آید یا نه.

آمد به آن شخص لات مسلک گفت: ببخشید! ما همسایه شما هستیم، شما هر شب
اینجا جلسه آواز طرب داری و تا صبح مشغول هستی، البته ما که مزاحمتان
نیستیم، اما یک شب شام به خانه ما تشریف بیاورید.

گفت: عیبى ندارد، فردا شب مى‏ آیم
آمد(خدمت علامه مجلسی) و گفت: آقا! فردا شب مى‏ آید
فرمودند: من نمازم را مى‏ خوانم و مى‏ آیم.

علامه زودتر آمدند و نشستند، آن لات، قلدر و چاقوکش آمد، چشمش به ملا
محمد تقى افتاد، اخمهایش در هم شد که این را براى چه دعوت کرده‏ اى؟

نه سلامى و نه علیکى، آمد و یک گوشه نشست و تکیه داد، سکوت کرد
بعد گفت: یک سؤال
مرحوم مجلسى خیلى آرام فرمودند: بپرسید
گفت: شما آخوندها در این دنیا چه مى‏ گویید؟
ایشان فرمودند: ما که هیچ چیزى نمى‏ گوییم، چون ما که از خودمان چیزى
نمى‏ گوییم. یا قال الله، یا قال الرسول، یا قال الصادق و...، ما از
خودمان چیزى نمى‏ گوییم.
علامه به آن لات گفتند: شما چه مى‏ گویید؟
گفت: ما اصل و فرع حرفمان این است که در این دنیا صفا داشته باش.
فرمودند: من معنى صفا داشته باش را نمى‏ فهمم
گفت: شیخ! تو عالمى، این همه درس خواندى، نمى‏ دانى؟
فرمودند: نه، من زبان شما را که نمى‏ فهمم، من زبان طلبه‏ ها را مى‏
فهمم، صفا داشته باش یعنى چه؟
گفت: یعنى نمک کسى را چشیدى، نمک‏دان را نشکن.
گفت: عجب!
بعد به آن لات گفتند: چند ساله هستى؟
گفت: به سن و سالم چکار دارى؟ گفت: شصت سال.
فرمودند: در این شصت سال تا حالا نمک خدا را خوردى؟
آن لات سرش را پایین آورد، نمک خدا؟ ما که از رحم مادر نمک خدا را
خوردیم، نکند الان یقه ما را بگیرد و بگوید نمک‏دان را شکستى؟ ما که شصت
سال است نمکدان را شکسته‏ ایم.
بلند شد،
مرحوم مجلسى فرمودند: کجا مى‏ روى؟
بلند بلند گریه کرد و رفت.
صاحبخانه دوید و گفت: آقا! شام
گفت: سیر شدم، چیزى نمى‏ خواهم.
برگشت و گفت: آقا! چکارش کردى؟
علامه فرمودند: معالجه شد، آشتى کرد.

موافقین ۰ مخالفین ۰ ۹۰/۱۱/۲۹
میثم تولایی

نظرات  (۹)

۲۷ اسفند ۹۰ ، ۰۳:۰۷ توسط:امیر ناصری
سلام اقا میثمایکاش علامه مجلسی شما- مصباح- این چاقو کش انحرافی را یک شب به حضور می پذیرفت تا معالجه اش کند . اون بیجاره میاد ولی علامه شما نمیاد. شاید هم نمی تواند مثل مجلسی معالجه کند ایراد از طبیب است نه لات چاقوکش. نفس می خواهد برادر نفس. هر کسی نفس حق ندارد! مجلسی به مسموعات اکتفا نمی کرد و حکم ارتداد نمی داد میامد می نشست طرف را معالجه می کرد طبیب دوار بود. نه اینکه بنشیند از دور تکفیر کند. چه باحالین شماها.عزت زیاد
۲۳ اسفند ۹۰ ، ۰۳:۰۷ توسط:نقی مختاری
سلام حکایتهای جالبی نوشتی . هر حکایت می تواند آدم را متحول کند البته اگر شایسته تحول باشیم .
الیس الله بکاف عبده ؟!عالی بود .
۰۹ اسفند ۹۰ ، ۰۳:۰۷ توسط:علی تولائی(دانشجوی دامپزشکی)
سلام بازم دم لات های قدیم گرمحد اقل با خودشون رو راست بودن.کاش ما هم از اینهمه سخن یکیش رو شنوا میبودیم(البته من خودم رو میگم)مطلب عالی بودجزاک الله
۳۰ بهمن ۹۰ ، ۰۳:۰۷ توسط:نوری زاده
خوب است گاهی فعالان عرصه پلید سیاست حدأقل به خاطر «فذّکر إنّ الذّکری تنفعُ المؤمنین» چنین واقعیاتی را بخوانند و آن‌گاه خودشان باشند و خدای خودشان که چقدر و کی و کجا و چند بار نمک‌دان خدا را شکسته‌اند!!ممنونو باز خوب است بدانید -و لابد می‌دانید- مرحوم ملا محمد تقی مجلسی(پسر) هرچه دارند از پدرشان دارند. مرحوم مجلسی پدر به یکی از دوستان‌شان درباره اهمیت نماز شب می‌گفتند شبی در قنوت نماز وتر یقین حاصل کردم که هرآنچه بخواهم خدای بزرگ دریغ نخواهد کرد ولیکن چیزی به ذهنم نرسید همچنان که در وسط نماز مکث کرده بودم ناگهان صدای گریه محمدباقر بلند شد برایش دعا کردم که از توفیقات عالی دینی و نشر آن بی‌نصیب نباشد و ...التماس دعا
۲۹ بهمن ۹۰ ، ۰۳:۰۷ توسط:جنجال یک سکوت
نقل جالبی بود ...
شما که این همه حکمت را می داننید ونقل می کنید چرا بابندگان خدا در عمل رفتارتان غیراز آن است که می گویید؟ ایا تنها نوشتن درکتاب ها وشعار دادن های این گونه کافیست که کسی را به راه راست هدایت کنید و مشکلات مملکت را بر طرف سازید؟ به گمانم ، در این روزگار با یک حرف ودوحرف وحتی با یک کتاب هم نمی توان از این معجزات که می گویید بکنید . زیرا حرص ولعی که بعضی از این اقایان برای تصاحب مال و جاه از خود نشان می دهند و خشونتی که در عمل به کار می گیرند ، باعث شده است که بسیاری از مردم اعتقاد خود را از دست بدهند و گوش خود را بدهکار ندانند ....
**سلام دوست عزیزم خسته نباشیپست های بسیار زیبا و باحالی داریبه سایت من هم سر بزناگه تمایل به تبادل لینک داشتی بگوپیروز و سربلند باشی **
☼ سلام و درود ! ☼ ஜ ممنون از پست جالبی که گذاشتی ! ஜ☼ خوشحال میشم به من هم سر بزنی ! ☼ تبادل لینکـــــــــــ پذیرفته می شود !!!پشت هر کوه بلندسبزه زاریست پر از یاد خداو در آن باغ کسی می خواندکه خدا هست، دگر غصه چرا؟!؟!...آرزو دارم:خورشید، رهایت نکندغم، صدایت نکندظلمت شام، سیاهت نکندو تو را از دل آنکس که دلت در تن اوست حضرت دوست جدایت نکند...

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی