مسئولیت و سازندگی

با یادی از درب سوخته خانه تشیع

مسئولیت و سازندگی

با یادی از درب سوخته خانه تشیع

بسم الله الرحمن الرحیم
به یاد دری که سوخت، پهلویی که شکست، سری که شکافت، جگری که آتش گرفت، گلویی که بریده و چادری که از سر کشیده شد. اسم وبلاگ نام یکی از کتب معروف شیخ مظلوم، استاد علی صفایی حائری می‌باشد. یاعلی

آخرین نظرات
پیوندهای روزانه

کربلای ۴ را برای چندمین بار دیدم. همان فیلمی که عراقی‌ها از شهدا و اسرای ایرانی گرفته بودند و به عنوان افتخاراتشان پخش کردند.

امروز کمتر کسی هست که این روایت مردانگی را ندیده باشد. دیشب، وقتی بعد از مدت‌ها، آخر شب رفتم سراغ آرشیو فیلم‌های سیستم خانه بعد از کلی انیمیشن و باز و بسته کردن فایل‌هایی مثل فقر و فحشای برادر مسعود! و البته قیاسش با امروز او، رسیدم به کربلای ۴.

عراقی‌ها بارها این را از تلویزیونشان پخش کرده بودند و بچه‌های روایت فتح هم چند سال پیش با همان زیرنویس عربی و اندکی تغییرات، سی دی آن را روانه مهستان کردند.

مستندی کامل از کربلای ۴ که هر بار دیدنش مثل آژانس شیشه‌ای تازگی دارد. هر بار که می‌بینی فک جدا شده از سر یک بسیجی واقعی را، دست قطع شده همراه با کتف را، سری که چندین متر با بدن فاصله دارد، اسرایی که اوج نگرانی را در چهره‌هایشان می‌شود دید و اینکه چه شکنجه‌هایی در انتظارشان هست، تو را با سوال‌های زیادی به عنوان یک جوان روبه‌رو می‌کند.

چند سال پیش بود که مصاحبه‌ای از محسن رضایی خواندم درباره همین عملیات. رضایی در این مصاحبه می‌گوید که عملیات لو رفته بود برای همین تلفات زیادی دادیم و نیروهای زیادی از ما را اسیر کردند.

دیشب هر چقدر دوربین فیلم‌بردار عراقی جلوتر می‌رفت و با افتخار بسیجی‌های در "خون خفته" را نشان می‌داد بیشتر حس تنفر در دلم ایجاد می‌شد، حس تنفر نسبت به همان کسانی که... کسانی‌که امروز هم کارشان لو دادن‌هاست، آبرو بردن‌هاست!

دهه هفتاد و اوایل دهه ۸۰ اگر مسئولی خطایی می‌کرد و یا می‌خواست انجام بدهد دائم در معرض این سوال قرار می‌گرفت که خون شهدا را چه کار می‌کنی؟ پا می‌گذاری روی خون شهدا؟ با نگاه پیرزن روستایی که دو پسرش، پاره تنش شهید شدند چه جور کنار می‌آیی؟ با آن مادر که حتی حاضر نبود بنیاد شهید هزینه کفن و دفن پسرش را بپردازد و با شکستن و مغز کردن گردو، پول سنگ قبر پسر شهیدش را پرداخت چه می‌کنی؟ و ... 

اما امروز چه؟ امروز که حتی صدا وسیمای نظام هم دم از شهدا نمی‌زند و نمی‌پرسد که سه هزار میلیارد تومان با خون چند شهید معامله شد؟ نمی‌پرسد که خون چند شهید ریخته شد تا برای نظام آبرو جمع کند؟ نمی‌پرسد که این کثافت‌کاری‌های آقایان چند خانواده شهید را ناامید کرده و چقدر به ولایتی که با خون آبیاری شده صدمه می‌زند؟

این‌ها دیگر گوشت و مرغ نیست که رسانه‌ها و در راس آن‌ها صدا و سیما از سر تکرر گرانی و یا سیاست‌بازی و باندبازی به فراموشی سپرده باشند. این‌ها آبروی نظام است، آبرویی که این‌ روزها شده پرچم و دائم با کوچکترین اتفاقی بالا برده می‌شود تا حیثیتی جمع شده با خون را به لجن بکشد.

این آبرو یک روز با حماقت دو بازیکن پرچم می‌شود، یک روز با ۳ هزار میلیارد، یک روز با هزار میلیارد، یک روز با اجنه و رمل و جفر و روز دیگر با ... .

کاش می‌شد تمام مسئولین را یک جا، در یک سینما جمع کرد و تنها برای یک بار کربلای ۴ را برایشان به نمایش گذاشت تا ببینند تا چه اندازه ساق پاهایشان در خون شهدا فرو رفته و خودشان بی‌خبرند!

موافقین ۰ مخالفین ۰ ۹۰/۰۸/۲۲
میثم تولایی

نظرات  (۵)

مرگ بر خائنان/ چه جور جلوی شهدا سرمان را بالا نگه میداریم؟ چه جور؟
سلام/خیلی دردآور استبه امید دیدار
۲۲ آبان ۹۰ ، ۰۳:۰۷ توسط:غریبه
برادر عزیزم جناب آقای تولایی گل سلام من یک فرزند شهیدم ما داریم خون دل میخوریم اما نمیتونیم حرفی بزنیم چون تا میایی حرفی بزنی میگن داری به نظام توهین میکنی . یکی نیست بهشون بگه اگه من دارم به نظام توهین میکنم پس شما چی کار میکنید ؟ اگه حرف بزنی میبرنت اونجا که خ.دت میدونی کجاست . تا میایم حرف بزنیم میگن شما هیچی نگین که هرچی میخواستین بنیاد شهید در اختیارتون میذاره اما خدا شاهده که اینطوری نیست . واسه یه وام باید 6 ماه بودویی آخرشم میگن بودجه نداریم . اگرم همه چی بدن به نظرت به اندازه یه دست کشیدن پدر رو سر پسرش میشه ؟ آخ که چقدر دوست داشتم پدرم شب عروسیم کنارم باشه تا دستشو ببوسم اما ....بیخیال . امثال پدر من واسه یه چیزه دیگه رفتن اما .....................
۲۲ آبان ۹۰ ، ۰۳:۰۷ توسط:سید مرتضی
مطلب عالی بودبه معنای واقعی تکانم داد
۲۲ آبان ۹۰ ، ۰۳:۰۷ توسط:پرستوی مهاجر
اینکه مسئولین چگونه عمل می کنند مسئله مهمی است ولی کاش غافل از خودمان یعنی مسئولین کوچک و بزرگ فردا نشویم که چگونه عمل می کنیم ما تا چه حد در خون شهدا فرو رفته ایم... مسئولین هم مثل ما انسان فراموشکار هستند . ما یعنی دانشجویان این مملکت هم که هر لحظه به یاد شهدا نیستیم وقتی یک برنامه ای - بهانه ای - چیزی پیدا شود ما یاد شهدا می افتیم کاش می شد همیشگی شود آن وقت همه چیز رو به درستی می رفت ...

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی