مسئولیت و سازندگی

با یادی از درب سوخته خانه تشیع

مسئولیت و سازندگی

با یادی از درب سوخته خانه تشیع

بسم الله الرحمن الرحیم
به یاد دری که سوخت، پهلویی که شکست، سری که شکافت، جگری که آتش گرفت، گلویی که بریده و چادری که از سر کشیده شد. اسم وبلاگ نام یکی از کتب معروف شیخ مظلوم، استاد علی صفایی حائری می‌باشد. یاعلی

آخرین نظرات
پیوندهای روزانه

مالک مطیع بود نه مطاع

جمعه, ۹ ارديبهشت ۱۳۹۰، ۰۳:۵۵ ق.ظ

مالک اشتر رسیده جلوی خیمه معاویه، از مرکب پیاده می شود، عرق پیشانی را با سر آستین زبرش پاک می کند و در تیزی آفتاب، آرام، آرام، روی ریگ‌های صفین پا می‌نهد. با دستانی گره کرده که هر لحظه بیشتر فشرده می‌شود، می رود تا آخرین نفس های فتنه آل امیه را بگیرد.

مالک در دل تنها به خشنودی امیرش می اندیشد. آنقدر جلو رفته که به راحتی خیمه معاویه را می بیند. به چه می اندیشی مالک، چه افتخاری...

همه ما تا اینجای قصه را می دانیم، می دانیم که فتنه قاسطین فائق آمد و مالک عقب نشست اما بیایید جور دیگر به این ماجرا بنگریم و کل قصه را عوض کنیم، اینگونه:

از طرف حضرت علی(ع) پیکی به سوی مالک می آید و از او می خواهد که عقب بنشیند چرا که جان مولا و امیرشان در خطر است، مالک تنها قدمی را با فتح فاصله دارد و اسلام تنها ضربتی با ناب شدن.

مالک مردد می شود، عقل جزئیش را به حساب گری می گمارد، دلایلش را پشت سر هم ردیف می کند برای تمرد از حکم ولی و ...

حالا حکایت روزگار ماست با این تفاوت که از اول هم مالک اشتر علی نبود، ادای رزم درمی آورد، یک زمانی می‌گفت آمده‌ایم تا تیرها به ما بخورد نه به علی، اما تیر اول را نخورده سنگر گرفت. اما مالک! مالک تیر هم خورد، وقتی از امر ولی تبعیت کرد تیر خناسان را خورد، یک تیر به قلبش و یک تیر به بازویش.

مالک مطیع بود نه مطاع.

مالک که شهید شد علی این جمله را بر زبان آورد: من امر غیر مطاع هستم، دستور می‌دهم، تبعیت نمی‌شود.

موافقین ۰ مخالفین ۰ ۹۰/۰۲/۰۹
میثم تولایی

نظرات  (۱۴)

۱۵ خرداد ۹۰ ، ۰۴:۰۸ توسط:لعنت بر دشمنان رهبری
مرگ بر مشایی
تند رفتی برادرخیلی پشیمونی گویااونی که مالک رو مالک کرد غلاف کردن شمشیر بود به وقتش. خودت میتونی مالک باشی؟
آقای تولایی عزیز این روز ها دکتر داره تیر می خوره این ها انتقام گیری واضحیه از کسی که اگه الان نبود .....داداش می دونی چیه ؟بهتره بری صحبتای فائزه بعد انتخابات رو یک بار دیگه بخونیلطفا خفه شو!!! خب؟؟ کاش تیر می خورد به گلوش و می‌مرد.
آفرین. مطلب بجایی بود در برابر کسانی که منافقانه منتقدین به عمل اشتباه و سؤال برانگیز را تمامیت خواه، ضد ولایت، و "مرجف" می خوانند!
۱۲ ارديبهشت ۹۰ ، ۰۴:۰۸ توسط:امت حزب الله
سلام میثمدنیای بدی شده؟خیلی جالبه نه رفقای دیروزمون تو رجا تحولیمون می گیرن نه رفقای امروز و دیروزمون تو جهان باز هم دم بچه های الف گرم که اصلا ندیدمشون
تو این جریانات اعتقاد من به دین بیشتر شد چون دیدم با دین چه کار ها که نمیشه کرد . و نماز!که چقدر به آدم قدرت میده ! میشه با دین هر کاری و توجیه کرد هر ادمی رو خارج از خط دونست و با باتوم کوبید تو سرش, بعد هم یه خدا قوت گفت_ میشه نمازخوند بعد آبروییه یه آدم رو کرد آب جوب! چرا؟ چون اون ادم هم عقیده ما نبوده پس کافره پس دجاله . . . پس آبروش ارزشی نداره.من دیگه از هر آدم مذهبی میترسم چون چون 2 رکعت نماز میخونه فکر میکنه جاش تو بهشته بقیه هم جهنمی ’پس میتونه هر کار وحشتناکی رو بکنه و یک مثال تاریخی هم برای توجیهش بیاره
۱۲ ارديبهشت ۹۰ ، ۰۴:۰۸ توسط:سعید نوری
خدا به راه راست هدایتتون کنه. علی (ع) و مالک اشتر کجا و این لشگر سراسر مفسده که شما سنگش را به سینه می زنی کجا؟
خب شما که ادعای مطیع رهبر بودنو داری عزیز دل برادر دقت کردی که رهبر عزیز تو فرمایشهای چندین بارشون همه رو به چی توجه دادن؟ دقت نکری دیگه ! نکردی!حالا هی بیاین تو زمین دشمن بازی کنیناینم یه فتنه دیگست ..لطفا گوش به حرف مولا باشین چرا کاسه داغتر از آش شدین آآخه!!!!!!!!!!!اگه جای گله بود رهبری میفرمود ولی آقا حتی یه اشاره هم نکردنامان از بی بصیرتی امان از جلو زدن های سرخود!!میخوای برو معاویه رو هم بکش ما چند قدم بیشتر نمونده ها!!!
۱۰ ارديبهشت ۹۰ ، ۰۴:۰۸ توسط:رفعت نژاد
یارب دل دوستان پر زغم نکنی/با تیر بلا قامت ما خم نکنی/ای چرخ تو را به حق قرآن سوگند/ یک مو ز سر رهبر ما کم نکنی/ سلامتی آقا صلوات
خیلی بی انصافی اگر احمدی نژاد نبود الان هاشمی رهبر بود
۱۰ ارديبهشت ۹۰ ، ۰۴:۰۸ توسط:مهدی قمصریان
خیلی قشنگ و بجا بودیاد اون جمله هم افتادم که حضرت صاحب الامر علیه السلام فرمود:الأمتثال خیر من الأدبایشالا همیشه سرباز آقاباشیمفقط بگو علی
۱۰ ارديبهشت ۹۰ ، ۰۴:۰۸ توسط:حسینیان
نوشته پر مغزی بود. آفرین
۱۰ ارديبهشت ۹۰ ، ۰۴:۰۸ توسط:علی میرزائی
ای که فدای اون دل پر دردت بشم اخویکوتاه بیا میگن همین صدسال اولش اینجوریه
۱۰ ارديبهشت ۹۰ ، ۰۴:۰۸ توسط:فرورتیش
ننوشتن از هر چیزی دردناک‌تر است...

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی