مسئولیت و سازندگی

با یادی از درب سوخته خانه تشیع

مسئولیت و سازندگی

با یادی از درب سوخته خانه تشیع

بسم الله الرحمن الرحیم
به یاد دری که سوخت، پهلویی که شکست، سری که شکافت، جگری که آتش گرفت، گلویی که بریده و چادری که از سر کشیده شد. اسم وبلاگ نام یکی از کتب معروف شیخ مظلوم، استاد علی صفایی حائری می‌باشد. یاعلی

آخرین نظرات
پیوندهای روزانه

انتقاد استاد خسروپناه از وضعیت معیشتی مردم

چهارشنبه, ۲۵ اسفند ۱۳۸۹، ۰۲:۵۶ ق.ظ

پایان سال است و مردم یا مشغول خرید هستند یا به خانه تکانی سرگرم. البته این‌ها را ما در تهران می‌بینیم.

شاید در یکی از روستاهای اصفهان با خوزستان نیازی به تمیز کردن در و دیوار منازل نباشد چون یا کاه‌گلی هستند و یا آنقدر مخروبه که...

در روستاهای تبریز قطعا مرکز خریدی برای شب عید وجود ندارد و خانواده‌ها هم الزامی به خرید شب عید نمی‌بینند اما در تهران قضیه متفاوت است.

دیروز ساعاتی را با استاد بزرگوارم عبدالحسین خسروپناه بودم و در میانه راه، جلسه‌ای به جلسه دیگر از سیاست گرفته تا وضعیت معیشت مردم حرف زدیم. استاد بسیار نگران وضعیت معیشتی مردم بود و در این حین مثالی زد که واقعا متاثر کنند بود.

استاد گفت: بنده خانواده‌ای اهل تشیع را می‌شناسم که از افاغنه هستند و سالیانی است به ایران کوچ کرده‌اند. این خانواده 9 نفره متشکل از مادر، 7 دختر و یک پسر است و پدر خانواده هم سال‌ها قبل از دنیا رفته و مادر خانواده مجبور است تک و تنها و در این غربت نان شب بچه‌هایش را تهیه کند.

دکتر خسروپناه ادامه داد: یارانه به این خانواده تعلق نمی‌گیرد و آن‌ها به نان شبشان هم محتاجند، آیا کسی باور می‌کند؟

استاد حتی موقع خداحافظی به من تاکید کرد که در رسانه‌ها بیشتر به وضعیت معیشتی مردم توجه کنیم تا مسئولین مطلع شوند و به فکر مردم باشند و من در دل با یادآوری میلیاردها تومان خرج حضرت مشایی برای هنرمندان میلیاردر و ضد انقلابیونی که حضورشان در ایران میلیون‌ها تومان هزینه برای کشور دارد، تنها... هیچی.

موافقین ۰ مخالفین ۰ ۸۹/۱۲/۲۵
میثم تولایی

نظرات  (۲)

۲۶ اسفند ۸۹ ، ۰۳:۰۸ توسط:امیررضا ال حبیب
تا جیب تورا غرق دلارت کردند مانند خران موج سوارت کردندانگشت نشان داده که پیروز شدی تو غرق توهمی خمارت کردندجز شهوتیان کسی تو را دوست نداشت این شهوتیان مگر چکارت کردنداین مردم عزیزند شما رذلی رذل بیهوده نشد که پست و خوارت کردندخوردید و جماعتی به کشتن دادید ری رفتی به افسار مهارت کردندقانون کاپیتلاسیون را دارید شهزادی و شهسوارت کردندای عاشق ساندویچ وشلوار و خیار از خانه مگر که تار و مارت کردند؟یک مملکت از جور شما جان بر لب خره مهره ی باند بیشمارت کردندآنقدر به این و آن دادی فحش ای فاحشه تا فحش نثارت کردند
۲۵ اسفند ۸۹ ، ۰۳:۰۸ توسط:پرستوی مهاجر
سلام و خداقوت من هنوز با خودم در این زمینه مشکل دارم. ( چند روز پیش دخترکی چسب زخم می فروخت اصرار که چسب بخرید. چسب لازم نداشتم آن هم سه بسته . طبق معمول که ترجیح می دهم به جای پول دادن خوراکی به این کودکان دهم شاید چیزی به خودشان برسد چرا که آن پول ها معلوم نیست دود می شود و .... متاسفانه دخترک دستم را رد کرد و بیسکوییتی که تعارف کرده بودم را با بی میلی پس زد. از آن روز احساس گناه می کنم و در فکرم که اگر آن دخترک پول را برای داروهای مادرش می خواست . اگر برای جوراب شب عید برادرش می خواست .... نمی دانم قصه دراز است و ... ) واقعا دست فروش ها که حالا مثلا یک در آمدی دارند و انسانهایی که به گدایی در کنار خیابان مینشینند را می بینم بعدش احساس می کنم یک امتحان بزرگ را رد شدم .... کاش قبل از اینکه حضرت عجل برسد می توانستم راهی پیدا کنم که حدیث مولا نیز بر آن صدق کند که ماهیگیری یاد دهید نه ماهی بدهید. کاش شب عید همه خوشحال بودند . کاش همه لباس نو داشتند . کاش همه دور سفره موقع سال تحویل از همدیگر راضی بودند ... موید باشید تعجیل در ظهور حضرتش صلوات

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی