مسئولیت و سازندگی

با یادی از درب سوخته خانه تشیع

مسئولیت و سازندگی

با یادی از درب سوخته خانه تشیع

بسم الله الرحمن الرحیم
به یاد دری که سوخت، پهلویی که شکست، سری که شکافت، جگری که آتش گرفت، گلویی که بریده و چادری که از سر کشیده شد. اسم وبلاگ نام یکی از کتب معروف شیخ مظلوم، استاد علی صفایی حائری می‌باشد. یاعلی

آخرین نظرات
پیوندهای روزانه

کدام تعریف ولایت فقیه را نقد می‌کنید؟

يكشنبه, ۴ مهر ۱۳۸۹، ۰۲:۵۶ ق.ظ

بعد از آنکه طی دوران فتنه و امتداد آن در روزها و ماه‌های منتهی به پایان سال 88 و آغاز 89 از سوی جریان برانداز در شبکه‌های اعتقادی جامعه بذر تردید پاشیده شد و به گفته‌ای، نهفته‌های 30 ساله سر بر نهاد و ابراز وجود کرد و هم پیمان شد، این اصل ولایت فقیه بود که در راس آماج حملات قرارداشت.

آن عده که در خارج از کشور سالیانی است با این اصل قانون اساسی به عنوان برچسبی ناجور برخورد می کنند و آن عده‌ای هم که در داخل خود را مدافع آن جلوه می دهند اما مصداق را زیر سئوال می برند جملگی بر عهدی نانوشته عمل می کنند و آن نیستی نظام ولایت فقیه است.

این افراد که در سخنرانی‌ها و متینگ‌های خود در خارج از کشور شأنیت "روحانی" ، "دین شناسی" و "یک عالم دینی" را برای خویش قائل هستند با سوء استفاده از افکار و اذهان پذیرای مطالب "اندیشه‌ای" که البته تاکنون هیچگونه تلاشی برای فهم دقیق اشکالات و دریافت پاسخ سئوالات و شبهات نکرده‌اند سعی در القای نادرست مفاهیم مربوط به حوزه دین و حکومت و در رأس اشتراک این دو فقه و ولایت فقیه دارند.

البته پیش از این قضایا طی 30 سال گذشته شاهد طرح و بحث نمونه‌های مشابه در سطح حوزوی و دانشگاهی بوده و هستیم و این همانی است که تعبیر به پویایی فقه می شود.

نکته مهم کشیده شدن این گونه مباحث به سطح جامعه با رویکرد و نگاهی مغرضانه است که خوب البته هدف هم مشخص است!

در این نوشتار تلاش بر این است تا نظریه‌ی مشهوری که ولایت را به معنای سرپرستی صغار و مجانین می داند و امروز در اظهارات حامیان " فقه پویا" به صورت گسترده و کاملا پر رنگ به آن پرداختند می شود تا با آن ضمن زیر سئوال بردن جایگاه ولایت فقیه جامعه را مبرا از نیاز به ولایت فقیه نتیجه بگیرند، مورد بررسی قرار دهیم.

مناظره انتقادی آقای حائری یزدی و آیت الله جوادی آملی در باب ولایت فقیه از این جهت شهرت دارد که به صورت مفصل به نظریه مذکور پرداخته شده است.

نوشتار گزارشی است اجمالی از مناظره انتقادی آقای حائری یزدی و آیت الله جوادی آملی درباره ولایت فقیه. در ابتدا، آقای آملی به بررسی مبانی ولایت فقیه پرداخته است و برای اثبات آن این گونه استدلال می­کند که کامل­ترین و برجسته­ترین کمال برای انسان، عبودیت و بندگی خداند است و چون خود انسان در این مسیر اطلاع کاملی ندارد، باید خداوند او را راهنمایی کند؛ چون تنها اوست که عالم مطلق است و بر همه شئون جهان و آدمی آگاه است. پس غیر خدا هر که و هر چه هست، مولای حقیقی یا ولی حقیقی نیست تا بگوییم خدا اولا و بالاصالـﺔ ولی و مولاست و غیر خدا مثلا انبیا و اولیا ثانی و بالتبع ولی و مولای­اند. وقتی معلوم شود که ولایت انبیا و اولیا و ائمه حقیقی نیست، ولایت فقیه هم روشن می­شود. پس با توجه به آیات قرآنی چون «إنَّما وَلِیُّکُمُ اللهُ وَ رَسُولُهُ وَ...» یا «أمِ اتَّخَذُوا مِن دُونِهِ أولِیاءَ فَاللهُ هُوَ الوَلِیُّ» معلوم می­شود ولایت رسول و معصومان و اولیا، عِدل ولایت الله نیست و چون ولایت منحصر در اوست، ولایت آنها بالعرض است نه بالتبع.

ایشان در نقد نظریه آقای حائری یزدی که ولایت را به معنای سرپرستی صغار و مجانین می­دانست می­گوید: ولایت فقیه در حکومت اسلامی اصلا چنین معنایی ندارد؛ زیرا کسی که ولایت یک مجنون یا سفیه و یا کودک خردسالی را برعهده دارد، آنان را برابر با اندیشه و آراء خود  تدبیر می­کند و در بازی و تفریح، خواب و تغذیه و.... به میل و اراده خود رفتار می­کند. اما ولایت پیغمبر و امام و جانشین امام بر مردم از این قبیل نیست؛ بلکه ولایت آنها به ولایت الله باز می­گردد. یعنی خود دین، رهبری و هدایت جامعه را به عهده می­گیرد. چون همان طور که مردم مولی علیه دین هستند، شخصیت حقیقی  پیامبر و دیگر معصومان هم تحت  ولایت دین و شخصیت حقوقی آنهاست. وقتی پیامبر  (ص) و امام فتوایی می­دهد، عمل کردن به آن بر همه  حتی خود شخص نبی و امام هم واجب است. یعنی شخصیت حقیقی پیامبر و امام و ولی فقیه با دیگر افراد فرقی ندارند، همگی مولی علیه هستند، اما شخصیت حقوقی آنها ولی است. پس هیچ کس از افراد امت اسلامی محجور و کم سن و دیوانه نیست تا ولایت فقیه ولی آنها باشد. آیه «إنَّما وَلِیُّکُمُ اللهُ وَ....» خطاب به عقلا و مکلفین است،  نه به غیر مکلف و محجور و کودک.

استاد در بخش دیگری در نقد این مطلب که «ولایت با حکومت، حاکمیت و سیاست سازگار نیست؛ چرا که قیمومیت نسبت به شخص است، نه نسبت به جامعه» می­گوید: بله، ما هم معتقدیم که ولایتی که در باب حجر فقه آمده و به معنای قیمومیت صغار و.... است، اصلا ربطی به حکومت و سیاست ندارد. اما اگر ولایت را به معنای آیه «إنَّما وَلِیُّکُمُ اللهُ وَ....» بگیریم،  با سرپرستی و حاکمیت بر جامعه سازگاری دارد. ایشان در برابر این ایراد که «اگر در جمهوری اسلامی مردم حق رای دارند، پس محجور نیستند و نیازی به ولی ندارند و اگر فقیه ولی مردم است، پس مردم حق رای ندارند چون محجورند» پاسخ می­دهند: این ایراد از آنجا نشئت می­گیرد که آنان ولایت را در همان ولایت کتاب حجر منحصر کرده­اند. اما ولایت به معنای سرپرستی فرزانگان و خردمندان باشد، مشکل مزبور حل می­شود. پس هر پیامی که آینه «إنَّما وَلِیُّکُمُ اللهُ وَ....» دارد، بالاصاله برای انبیاء و امام معصوم علیه السلام و بالعرفی برای نایب خاص آنها و سپس برای منصوبین عام آنها ثابت می­شود.

آقای حائری در مورد رابطه شرع و عقل و نسبت آن دو با سیاست می­گوید: «احکام حکومتی و ولایتی برخاسته از مصالح و مفاسد روزمره­ای است که حکومت وقت تشخیص می­دهد و براساس آن و بدون توجه به احکام شرع و حق، حکمی را تشریع و قانونی می­کند». استاد جوادی آملی در پاسخ می­فرماید: عقل ناب که خود یکی از منابع حکم شرعی است، مرجع نهایی این احکام حکومتی است. لذا، احکام حکومتی هم احکام شرعی قلمداد می­شوند: «کل ما حکم به العقل، حکم به الشرع». پس احکام حکومتی و عقل ناب همچون احکام شرعی، ابدی و دائمی هستند.

آقای حائری در بخش دیگری از مناظهر خود می­گوید: «عقل ناب دارای این مشخصه ذاتی است:

1. ازلی الثبوت و ابدی البقاء است؛ 2. کلیت و شمول بر کثیرین دارد و 3. از هر گونه تحول و دگرگونی و کون و فساد مصونیت دارد. حال این عقل چگونه می­تواند منبع احکام متغیر و کون و فسادهای محیط طبیعی و تحولات اجتماعی بسیار جزئی و متغیر در زمان و مکان مخصوص باشد». در جایی دیگر می­گوید: «از کجا و در چه منبعی بر شما ثابت شده که احکام حکومتی مستلزم عقاب و ثواب هستند. از طرفی عقاب و ثواب مسئله کلامی است نه فقهی». آقای جوادی آملی در هفت بند به پاسخ این ایرادات پرداخته است که ما به اختصار به برخی اشاره می­کنیم: 1 – عقل ناب، حسن و قبح عناوین کلی را استنباط می­کند و در اثر اجتهاد کارشناسانه، مصادیق خارجی آن ارزیابی می­شود و تحت یکی از عنوان­های صلاح یا صلاح مندرج می­گردد. پس حکم دائمی، ضروری، کلی و ذاتی عقلی بر آنها منطبق می­گردد. 2. اگر عقل ناب حجت شرعی است و ادراک حسن چیزی که به نصاب صلاح ملزم رسیده است، سبب حکم عقل مزبور به وجوب آن می­شود و ادراک قبح چیزی که به نصاب صلاح تام رسیده، سبب حکم عقل به حرمت آن می­شود و چنین چیزی اختصاص به زمان و مکان خاصی ندارد.

3. حکم کلی، ضروری، دائم، ذاتی، نه عهده­دار اصل وجود موضوع جزئی خود است و نه کفیل ثابت آن، و نه ضامن بقای او خواهد بود. چرا که ممکن است حکم عقلی یا نقلی به طور ثابت و دائم از منبع خود صادر شده باشد، اما موضوع آن هنوز محقق نشده و یا بر فرض وجود، منقرض شده باشد.

4. اگر حجیت شرعی عقال ناب پذیرفته شود، فتوای آن مانند فتوای دلیل نقلی همان حکم دینی است و چون حکم دینی است، وفاق و خلاف عملی آن پاداش و کفیر اخروی دارد.

5. گرچه بحث پیرامون اصل ثواب و عقاب اخروی، مسئله کلامی است، ولی از آنجا که یکی از راه­های استنباط حرمت چیزی، وجود قرینه­ای بر وعید و تهدید به عقاب اخروی، تصریحا یا ضمنا، بر ارتکاب چیزی است، لذا نمی­توان گفت که ثواب و عقاب فقط کلامی است و ربطی به فقه ندارد.

موافقین ۰ مخالفین ۰ ۸۹/۰۷/۰۴
میثم تولایی

نظرات  (۱۵)

۱۲ مهر ۸۹ ، ۰۳:۰۹ توسط:ولی یاور
با سلاموبسایت فدائیان رهبر با بیش از 25 نویسنده آغاز به کار کرد...همه ی شما فدائیان رهبری وبلاگنویس می توانید با ورود به وبسایت ما و دادن نام وبلاگ و نام کاربری دلخواهتان به جمع نویسندگان ما بپوندید..از تبادل لینک با همه ی شما فدائیان مقام معظم رهبری(دامه برکاته) استقبال می کنیم...هدف اولیه این وبسایت جذب سه هزار نویسنده و فدائی از سراسر کشور است...هر چه سریعتر در راستای لبیک به این عمار رهبری به ما بپوندید..ما هدفهای بزرگی پشت تاسیس این وبسایت داریمیا علی(ع)سید علی
۱۰ مهر ۸۹ ، ۰۳:۰۹ توسط:هموطن
سلامسؤال هفتم : آیا انتخاب حضرت آیت الله خامنه ای مورد عنایت شما بود ؟امام زمان:فرمودند بله مورد عنایت من بود .نمی دونم واسه خودم متاسف باشم یا واسه امام زمان که همچین ادمی رو تایید می کنه یا واسه خدا متاسف باشم که امام زمانش همچین ادمی رو تایید می کنه.تصورم این است که باید برای خودت متاسف باشی چرا که شخصا معیار خودت قرار گرفته ای!
۱۰ مهر ۸۹ ، ۰۳:۰۹ توسط:یک امام صادقی ...؛
سلاممن هر از چندگاهی به اینجا سر می زنم. خوشبختانه یا متاسفانه شما از معدود وبلاگ‌نویس های حامی دولت هستید که به ضوابط اخلاقی پایبند بوده و در چارچوب انصاف و منطق می‌نویسید...یقین دارم که این مسئله بی‌ارتباط با عنوان وبلاگ‌تان نیست!با احترام در اسرع وقت لینک‌تان می‌کنم. از نقدها و نظرات شما هم استقبال می‌کنمپیروز و موفق باشیدالتماس دعا- نوری زاده
پاسخ حضرت مهدی به 10 سؤال در سال 1372 - رهبری آیت الله خامنه ای مورد عنایت ما بود آیا حضرت مهدی سربازان خود را از نسل جمهوری اسلامی انتخاب می کند ؟ جواب داد : بله .آیا انتخاب حضرت آیت الله خامنه ای مورد عنایت شما بود ؟ فرمودند بله مورد عنایت من بود . + فایل صوتیhttp://salehat.ir/
۰۸ مهر ۸۹ ، ۰۳:۰۹ توسط:محمدحسن یوسفیان
واقعا عالی بود پسر!
۰۷ مهر ۸۹ ، ۰۳:۰۹ توسط:بچه های زرنجان
در عصر غیبت کبرا یا طولی, که به فرمودهء رسول خدا(ص) زمانش طولانی است, به طریق اولی امام باید مصالح شیعیان خود را رعایت کند و هر آن چه را که مایهء تباهی کارشان می شود, از آنان دور کند و این کار از طریق نصب سرپرست امورشان که حافظ شئون سیاسی - اجتماعی آنان و قوانین دین و دنیایشان باشد, ممکن است.به اجماع و اتفاق امت, این سرپرستی که نیابت عامه نام دارد, تنها از آن فقهای عادل است. بنابراین فقها, صلاحیت دخالت در امور مسلمانان را طبق آن چه مصلحت اقتضا می کند دارند و هر تصمیمی که در مورد مسائل مسلمانان و ادارهء آنان بگیرند و قانونی که تشریع کنند, و هر حکومتی که تحت نظر آنان و با صلاح دید آنان شکل بگیرد, ناشی از ولایت امام(ع) و تحت مسئولیت ایشان خواهدبود. لذا احیای سنت, دفع بدعت, حفظ شریعت و سرپرستی امت به عهدهء آنان است. پس رهبری, زیبنده شان است و آنان جانشینان امام و قائم مقام او در شئون حکومتی و امینان او بر حلال و حرام هستند. اگر چنین نبود, دین مندرس و آثار شریعت مبین تباه می شد.هر کس نیک تامل کند, در می یابد که اشراف فقها بر امور, به اضافهء جایگاه معنوی و موقعیت روحانی آنان در دل ها, قویترین سبب بقای تشیع و حفظ آثار معصومان (ع) تا روزگار ما بوده است.
۰۶ مهر ۸۹ ، ۰۳:۰۹ توسط:سید یاسین
سلامفارسی‌وان را رها کنید؛ مش‌ماشاءالله را بچسبید!ببینید...
۰۶ مهر ۸۹ ، ۰۳:۰۹ توسط:سخن سبز
باید در یک رفراندوم ازاد اصل ولایت فقیه را به رای مردم گذاشت. اگر رای اورد که خوب اینطوری دهان مخالفان بسته میشه بلاخره گروه مخالفان ادعای حمایت از جمهوریت داره. اما از اونجایی که گروه اقتدار گرا میدونه که در این رفراندوم شکست میخوره هرگز این کار را نخواهد کرد برای همین است که مدتی است حامیان ولایت فقیه ادعا می کنند که اصلا ولی فقیه از طرف خدا مشخص میشه در واقع اینگونه می خواند بگند از اونجایی که امر خداوند بر عقل جمهور مردم اولویت دارد پس ولی فقیه را نمی توان کنار گذاشت. به عقیده من در زمان امام خمینی اکثریت مردم موافق با ولی فقیه بودند ولی در دوران اقای خامنه ای این نظر عوض شده. باز هم تکرار می کنم یک رفراندوم ازاد تحت نظر سازمان ملل تمام مسایل را روشن می کند . امیدوارم شما به اصطلاح بسیجی ها هم از این موضوع حمایت کند.
ما حتی اگه مسئله ولایت فقیه رو از بعد دینی هم بخوایم بپذیریم از بعد سیاسی قابل پذیرش نیست که یک اخوند بیاد سرنوشت 74 میلیون ایرانی رو بدست بگیره و هرکار که دلش بخواد انجام بده ارتش وسپاه ونیروی انتظامی و صدا و سیما در اختیارش باشه رئیس قوه قضائیه رو منصوب کنه نیمی از اعضای شورای نگهبان رو انتخاب کنه.هرکی رو که دلش بخواد صلاحیتش رو تائید کنه هرکی رو بخواد رد کنه.در طول تاریخ هم هیچکدام از روحانیون بزرگ شیعه به ولایت فقیه معتقد نبودن اون گروه اندک هم در واقع از ولایت فقیه بداشتشون این نبود که اکثر ارگانهای کلیدی مملکت دست یک اخوند باشه نهایتا از نظر انطباق قوانین شرع با مسائل کلان مملکتی با این داستان موافق بودن حتی شیخ فضل الله هم به ولایت فقیه معتقد نبود فقط میخواست که حکومت دست شاه باشه و او با اجرای قوانین اسلام مملکت رو اداره کنهشیخ فضل الله اون حرف را که می زند برای این است که قیام کنندگان می خواستند از مرجعیت و ولایت استفاده کنند و در آخر که انگلیس که هدایت کننده انان بود سود می برد.
۰۶ مهر ۸۹ ، ۰۳:۰۹ توسط:حسین
جانم فدای آقا.
۰۶ مهر ۸۹ ، ۰۳:۰۹ توسط:علی آبادی
احسنت!
فرمانده گردانی که لیست 210 شهید را از امام زمان تحویل گرفت + ماجرا و عکس آن لیستhttp://salehat.ir
فرمانده گردانی که لیست 210 شهید را از امام زمان تحویل گرفت + ماجرا و عکس آن لیستhttp://salehat.ir
۰۴ مهر ۸۹ ، ۰۳:۰۹ توسط:سید مجتبی
سلام میثم جانمطلب بسیار پر محتوا و عالی و خوبی بودموفق باشی
۰۴ مهر ۸۹ ، ۰۳:۰۹ توسط:قیام علیه مدیران فاسد
تعلیق شش تن از دانشجویان بسیج‌ دانشجویی دانشگاه علامه طباطبایی (ره)1389/07/3به گزارش روابط عمومی بسیج دانشجویی دانشکده علوم اجتماعی و ارتباطات علامه طباطبایی(ره)، شش نفر از دانشجویان دانشگاه علامه طباطبایی(ره) چند روز بعد از انتخاب واحد ترم جدید تحصیلی، تعلیق شدند. این شش نفر، از اعضای بسیج دانشجویی دانشگاه علامه طباطبایی(ره) هستند که سه نفر از آن‌ها از مسئولان بسیج دانشجویی این دانشگاه هستند. بسیاری از دانشجویان بسیجی دانشگاه علامه طباطبایی(ره) چهار سال است که با مشاهده تعارض اقدامات سیدصدرالدین شریعتی با مطالبات رهبر معظم انقلاب از دانشگاه‌ها علی‌الخصوص دانشگاه‌های علوم انسانی، انتقاد از وی را آغاز کرده و تا کنون نیز ادامه داده‌اند. آخرین اقدام این دانشجویان، تحصّنی بود که قبل از امتحانات پایان ترم گذشته در دفتر رئیس دانشگاه برگزار شد و به نظر می‌رسد تعلیق این دانشجویان نیز به همین خاطر باشد. اگرچه دکتر شریعتی که به تازگی از ابقای حکم ریاست‌ش بر دانشگاه مطمئن شده است، این اقدام بی‌سابقه را انجام داده است، اما این اولین تجربه او در این نوع اقدامات نیست. وی پیش از این نیز مسئول سابق بسیج دانشجویی دانشکده علوم اجتماعی و ارتباطات را به سریع‌ترین شکل و به بهانه مشکل آموزشی از دانشگاه اخراج کرد و این در حالی بود که این دانشجو دارای رتبه پنجم دوره خود بود و هیچ مشکل آموزشی یا قانونی برای اتمام تحصیل نداشت. لطفاً اطلاع رسانی کنیدhttp://www.basijeolumejtemai.mihanblog.com/

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی