مسئولیت و سازندگی

با یادی از درب سوخته خانه تشیع

مسئولیت و سازندگی

با یادی از درب سوخته خانه تشیع

بسم الله الرحمن الرحیم
به یاد دری که سوخت، پهلویی که شکست، سری که شکافت، جگری که آتش گرفت، گلویی که بریده و چادری که از سر کشیده شد. اسم وبلاگ نام یکی از کتب معروف شیخ مظلوم، استاد علی صفایی حائری می‌باشد. یاعلی

آخرین نظرات
پیوندهای روزانه

نسل اول تا نسل روغن نباتی

جمعه, ۱۸ تیر ۱۳۸۹، ۰۳:۵۶ ق.ظ

"هی هی، آقا روزگار بدی شده، اصلا حرمت ما بزرگترها رو نگه نمی دارند، ما کی می تونستیم جلوی باباهه پامون رو دراز کنیم، اما حالا پسره شب می یاد خونه این پاشو میندازه روی اون یکی پاش، آخرش هم جلوی تلویزیون دراز می کشه، انگار نه انگار که من اونجا نشستم".

دوران میانسالی اش را می گذراند اما داشت همان جملات تکراری که هر روز و شب از زبان پیرمرد، پیرزن های کوچه و خیابان می شنویم برای راننده می گفت.

دو ساعتی از اذان مغرب گذشته بود، وقتی از سر صابونچی که البته همه به مه ناز می شناسند و معلوم نیست چرا اسمش این بوده! سوار تاکسی سبز رنگ پراید شدم پشت سر هم علیه نسل روعن نباتی ها حرف می زد.

همیشه از اینکه چرا نسل اول تا سوم بهترین قسمت های انقلاب را دیده اند و حتی لقب نسل اول، دوم و یا سوم گرفته اند، شاکی ام، انقلاب، جنگ، امام، بهشتی، طالاقانی، مطهری، باهنر، رجایی و لاجوردی ها را دیدند حالا که ما مثل گدا راه افتادیم دوره گردی توی روزنامه های دهه 60 و 70 تا دو چیکه از امام و انقلاب بدانیم نسل روغن نباتی لقب می نهند ما را!

این که ما را نسل روغن نباتی بنامند خوبه اما بعضی ها هم هستند که مثل همسفر میانسال ما از مه ناز تا 7 تیر، نه برای انقلاب قطره خونی از بدنشان روی خاک وطن افتاده و نه حتی شده در دوران جنگ که خیلی از مردم یک، سوم از ماه را، صبح ها فقط چایی شیرین با نان+هوا_پنیر می خوردند از شکم مبارک کم بگذارند اما حالا طلبکار هم شده اند.

با دو تا پیرمرد دیگر عقب نشسته بود و من هم جلو، کنار راننده، پشت سر من بود، شیشه را تا تَه کشیدم پایین تا بَلکَم مقداری از بوی توتون سوخته داخل ماشین کاسته شود، اصلا انگار یکی با خودش قبلا منقل و وافور آورده بوده و همان داخل اُتُل حول حالنا الی احسن حال کرده بود.

هر چی این بابای پشت سریم می گفت دو نفر بغل دستی اش و راننده موسپید هم تکرار می کردند، می گفت: آقا بعد از انقلاب حرمت ها شکسته شد، قبل از انقلاب چه صفایی بود، چقدر خوش بودیم، گوشت می خریدیم 2 قرون! نون... اما حالا چی؟

پشت چراغ قرمز چهار راه مفتح بودیم که پیرمرد پشت راننده هم به حرف آمد و گفت: آره بابا، چه مملکتی شده، ما اون زمون نون نداشتیم بخوریم! اما خوش بودیم، خدا شاهده که مردم صفا داشتن.

جالب اینکه آقای میانسال هم دائما با سر و دست که از داخل آیینه کناری سمت راست ماشین گاهی وقت ها می دیدمش حرف های آن بنده خدا را تایید می کرد.

راننده هم به حرف آمد و به اظهار نظر پرداخت: خیلی بد دوره زمونه ای شده، کافی بود پامون رو جلوی پدرمون دراز کنیم تا اون هم دو تا آبدارشو زیر گوشمون بذاره، بی انصاف همچین می خوابوند که نمی فهمیدیم از کجا رسیده، فقط دست بزن داشتند، خوب شد که گذشت!

باز هم سه نفر عقبی با هم حرف های راننده را تایید کردند و آن پیرمردی که وسط صندلی عقب روبه روی آیینه وسط نشسته بود گفت: واقعا خوب شد که گذشت، هر شب یک کاسه آبگوشت بهمون می دادند بعدش هم باباهه می گفت چون من سر کار می رم باید گوشت کوبیده شو بخورم، ما هم فقط نگاه می کردیم، این ها همه از سر فقر و نداری بود، خدا لعنت کند شاه رو، من یادمه برای جشن 2500 ساله کلی مهمون خارجی دعوت کرد، اونوقت ما در حسرت یه نصفه سیخِ کوبیدهِ بازار بودیم! اما حالا جوونا پادشاهی می کنن! هر چی دوست دارند می خرند، می خورند، می پوشند... .

پایین کشیدن شیشه هم نتونست هوای داخل را عوض کند، حرارتی هم که از ظهر خودش را آویزان زمین کرده بود هنوز توی صورت می خورد، نرسیده به 7 تیر، کرایه را به راننده می دهم و می گویم ممنون پیاده می شوم.

سریع از ماشین می خزم بیرون تا مبادا این بحث تکراری از دور خارج شود.

موافقین ۰ مخالفین ۰ ۸۹/۰۴/۱۸
میثم تولایی

نظرات  (۱۱)

این ترور هم سایت شد تبلیغ می کنی سایت فقط نظام آباد
۲۷ تیر ۸۹ ، ۰۴:۱۰ توسط:علیرضا
واقعا جالب بود. بعضی افراد فقط بلدن نق بزنن. خودشون هم شاید ندونن دارن چی می گنمطلب جدید وبلاگم:دوستت دارم مرد!
سلام خووووووووووووووووووووووبیاین سایت نظام آباد رو چرا تایید کردیراست میگفته دیگه شما زجر نکشیدید مثل ماسیگارش بهمن نازک بود ؟[نیشخند]ماهی خدا تومن از این ور اون ور پارو کردید راستی ترور جدید کردم teror.ir
سایت nezamabad.com همیشه همراه شماست.
۲۲ تیر ۸۹ ، ۰۴:۱۰ توسط:میلاد شارعی
سلام میثم جان ...درسته که به ما سر نمی زنی و حتی یه جواب کوچیک هم به کامنتهایی که برات گذاشتم نمی دهی ولی از آنجایی که لازم بود ، مطلبی را به اطلاعت برسانم دوباره مزاحم شدم . لذا عذر حقیر را بپذیر ...متاسفانه یکی از وبلاگهای به ظاهر ارزشی ما ، مطالب دیگر وبلاگها از جمله چند تا از مطالب شما رو بدون ذکر منبع و به نام خود در وبلاگش منتشر می کند و حتی بعضی از کامنتها را هم عینا کپی می کند و در قسمت نظرات همان مطلب در وبلاگش قرار می دهد !!! جالب اینجاست که این فرد کماکان دارد به این شیوه نادرست و زشت و به دور از انسانیت ادامه می دهد و توانسته از این طریق یعنی کپی کردن مطالب دیگران ، مخاطبان زیادی هم جذب کند که جای بسی تاسف و خون دل خوردن دارد .میثم جان ! بنده فقط خواستم اطلاع بدم و نوع برخورد و دیگر اقدامات را به خودت واگذار می کنم هر چند ، با توجه به اینکه دیروز در وبلاگ بیانچه به این موضوع پی بردم ، کامنتی برای این شخص گذاشتم و ابراز تاسف فراوان کردم .عذرخواهم از اینکه شاید کمی ناراحتت کردم ولی برادر بدان ! اخلاص و دلنوشت های زیبایت آنقدر تاثیرگذار بوده که چنین اتفاقاتی شکل می گیرد .راستی آدرس این وبلاگ : www.pelake44.blogfa.com مطالب شما در این وبلاگ :1- 5 سال کافی نیست؟2- مدالهایتان را آویزان کنیدحتما بهم سر بزن ... منتظرم .یا علی
این ها همه بهانه است. از گرانی شروع می کنند و می رسند به دوره آن به قول خودشان خدا بیامرز و سریع هم قضیه را به انقلاب و نظام ربط می دهند... این حرف های تکراری فقط برای ما خسته کننده نشده؛ آن ها خودشان از ما خسته ترند... یا علی مدد.
۲۰ تیر ۸۹ ، ۰۴:۱۰ توسط:میلاد شارعی
سلام و رحمه الله هدف تبریک بعثت نبی مکرم اسلام (ص) و عید سعید مبعث بود که به حول قوه این کامنت حاصل شد .در ضمن با مطلب " آقای صادق لاذیجانی ، مصلحت اندیشی تا کی ؟ " به روزم . نظرتان را حتما ارائه دهید .یا علی
۱۹ تیر ۸۹ ، ۰۴:۱۰ توسط:هموطن
سلام ما نسل روغن نباتی سوخته هستیم
۱۹ تیر ۸۹ ، ۰۴:۱۰ توسط:مرتضی
سلام جالب بوداولش داشتن از انقلاب بد می گفتن!!بعد برعکس شد؟حزب باد می گن همینه!منم تا حالا با چندتااز پیری ها!مواجه شدم!در یک کلام:خدا مارو به حال خودمون وا نگذارد انشاللهیاعلی مدد
۱۹ تیر ۸۹ ، ۰۴:۱۰ توسط:نوید
سلام دوست عزیز. خیلی زیبا و جذاب بود.لطفا به ما هم سر بزنید. آپدیت هستیم.به امید دیدار
۱۹ تیر ۸۹ ، ۰۴:۱۰ توسط:نکته سنج
بسمه تعالی سلام بر دوست انقلابی ام من به قول شما ،نسل دومی هستم .ولی با قاطعیت می گویم ارزش زمان این دوران بسیار بسیار حساستر است از نسلهای گذشته است .آنها آینده سازان انقلاب اند اگر کوتاهی کنند ........امتحانهای بزرگی برای همه نسلهای انقلاب در راه است .مبادا ولایت تنها بماند .خداعاقبت ما را ختم به خیر کند .انشا’اله

ارسال نظر

متاسفانه به علت عملیات بروزرسانی، موقتا امکان ارسال نظر و نظرسنجی مطالب غیر فعال می باشد.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی