مسئولیت و سازندگی

با یادی از درب سوخته خانه تشیع

مسئولیت و سازندگی

با یادی از درب سوخته خانه تشیع

بسم الله الرحمن الرحیم
به یاد دری که سوخت، پهلویی که شکست، سری که شکافت، جگری که آتش گرفت، گلویی که بریده و چادری که از سر کشیده شد. اسم وبلاگ نام یکی از کتب معروف شیخ مظلوم، استاد علی صفایی حائری می‌باشد. یاعلی

آخرین نظرات
پیوندهای روزانه

برای آقا محمد رضا!

يكشنبه, ۲۹ فروردين ۱۳۸۹، ۰۳:۵۷ ق.ظ

نوشتن مطلب انتقادی برای محمدرضا شجریان؛ کسی که خود می‌گوید از 16 مرتبه صدایی، 20 تای آن‌ها را دارد! خیلی سخت است. حقیقتا سخت است، نه از این جهت که قشر "خود فرهیخته دان*" را رودرروی خود قرار می‌دهی و نه از این جهت که وقتی از تمام بازیگران و بازیکنان و خلاصه هر چی آدم مشهور است می‌پرسی خواننده مورد علاقه‌ات کیست؛ مثل مرتضی حیدری در برنامه صندلی داغ نوروز 85 می‌گویند: "قطعا استاد شجریان!" که البته من دلیل لفظ قطعا را نفهمیدم، شاید هم منظور له کردن خواننده دیگری بود که هم رده شجریان است؛ بلکه از این رو که او شجریانی است که 30 سال نظام برایش تبلیغ و آلبوم‌هایش را منتشر کرده و مقدس‌ترین لحظات ماه رمضان را به صدای او اختصاص داده است.

امروز وقتی این تیتر را دیدم که "امسال شجریان در ایران کنسرت ندارد" و بعد روی آن کلیک کردم و بعد هم متن را خواندم و بعد فهمیدم که ایشان قرار است در تمام دنیا به غیر از ایران کنسرت بگذارد؛ دیگر به "بعدش" فکر نکردم و آه نکشیدم که ای وای چه سعادتی از کف برفت و الی غیر.

استاد است قبول،‌ اما چقدر این استاد گرامی برای این خاک مهم بوده؟ چقدر سعی کرده برای این سرزمین که تخت جمشید* در آن آرمیده هزینه بدهد؟ راستی اصلا شجریان تا به حال برای ایران هزینه‌ هم داده؟ منظورم جبهه و انقلاب و غیره نیست که تمام این‌ها پیش‌کش، اما آقای استاد! شده تا حالا حتی یک بار هم برای ایران تنها از جنبه ملی گرایی و نه نظام جمهوری اسلامی، از آبرویت مایه بگذاری...؟!

از سه نقطه گذاشتن خیلی بدم می‌آید اما گاهی اوقات واقعا و واقعا و نه از روی تنبلی، برای تکمیل جمله، آدم مجبور می‌شود سه تا نقطه پشت سر هم بگذارد؛ چون ممکن نیست به قول رضا امیرخانی، کلمه جدیدی بسازد تا منظورش را برساند.

آقای استاد شجریان! اگر برای شما در آن طرف کره زمین سوت و کف می‌زنند و شما در پایان کنسرت دوباره می‌نشینید تا مرغ سحر "سحرانگیز" را بخوانید، برای این است که باید در برابر نظام باشید، باید ابزاری باشید در برابر اسلامیت، جمهوریت و اصل نظام؛ حتی در برابر مردمی که وقتی پیکان 50 خود را به "جوانان" و حالا هم پراید و 405 تبدیل می‌کنند حتما یکی از کاست‌های شما را داخل داشبورد خود دارند.

آقا محمدرضا، حمایت شما و کیانیان و پرستویی و تمام به قول جوان‌های نسل روغن‌نباتی، "اِند" هنرمندی ایران از سران فتنه که البته دستپخت 20 سال ریاست بر فرهنگستانِ شما هنرمندان است، از جانب این مردم نهایتا با 13 میلیون رای استقبال شد.‌ البته اگر تمام آرا را به پای حمایت شماها بگذاریم و نقش بهاره رهنما در جمع آوری امضا بازیگران برای حمایت از میرحسین را نادیده بگیریم؛ همانی که اخیرا یک میلیون تومان کمک هزینه خرید لوازم آرایش! از "دنیای تصویر" گرفته و یک شب قبل از عید به همراه دخترش و همسر نویسنده‌اش، از میدان ولی‌عصر (عج) با کلی رنگ و بو به خانه بازگشته*؛ رنگ و بویی که به قول خودش حس نوستالوژیک کودکی را برایش تداعی می‌کند... در کودکی هم آرایش می‌کردید خانم رهنما؟!

واقعا که چقدر حس‌های نوستالوژیک ما نسبت به این بندگان خدا خنده‌دار است؛ حتی بوهای نوستالوژیک‌مان. ما هنوز هم چادر سجاده مادرمان را روی صورت می‌گذاریم و با بوی یاس خشک شده‌ای که عطر بهشت زیر پای او را دارد، نمازهایش را بو می‌کشیم احساسمان را می‌بلعیم و خود را به دوران کودکی می‌بریم، برخی هم خب، با رژ لب به دوران کودکی می‌روند!

نه، ما خیلی هم دور نشدیم؛ همین نزدیکی‌ها هستیم، نه کانادا و آمریکا و انگلیس و ... ما اینجاییم؛ کنار ملت.


*خودم ساختم

*افتخار مشترک ناسیونالیست‌ها ایرانی

*وبلاگ بهاره رهنما

موافقین ۰ مخالفین ۰ ۸۹/۰۱/۲۹
میثم تولایی

نظرات  (۳۸)

۱۳ ارديبهشت ۸۹ ، ۰۴:۱۱ توسط:سیندرلا
بابا حالا تو چرا به بوی آرایش و رژ بهاره رهنما گیر دادی واقعا بی جنبه اید چیکار میشه کرد
۰۴ ارديبهشت ۸۹ ، ۰۴:۱۱ توسط:ذهن زیبا
سلام. تقصیر خودشان نیست. تقصیر صدا و سیما و ... هم نیست. مشکل کم ظرفیتی این آقایان (!!!) است. تا وقتی هنوز هنرمند(شما بخوانید ثروتمند) نشده اند دنبال حق و خدا و آخرتند؛ تا اینکه هنرمند شدند و معروف دیگر مردمی نیستند. این آزمایشی برای این افراد است. دور نیست که امثال شجریان چهره دیگر خود را نشان دهند. نمونه اش همین آقای دهنمکی! می گویید نه؟ بروید مراسم افتتاحیه(!) اخراجی های 3 را ببینید. این دهنمکی همانی است که آنقدر نقد های تند نوشت که درب شلمچه اش را تخته کردند.به چه چیز نقد نوشت؟ به بدحجابی، به همانی که در مراسم افتتاحیه اش بیداد می کرد. حالا چه فرقی هست بین مرد دیروز و امروز؟ فقط ثروت. دیروز ندار بود و امروز دارا! اینها آزمونهای الهی برای مدعیان است! یا علی
۰۳ ارديبهشت ۸۹ ، ۰۴:۱۱ توسط:پایان هبوط (هنر و ادبیات انقلاب اسلامی)
آخرین مطالب درج شده در وبلاگ پایان هبوط (هنر و ادبیات انقلاب اسلامی)ـ هری پاتر پیامبر عصر مدرن...!!ـ رقص مترسک ها در غربت اسطوره هاـ 300 ایرانی در ژانر اجتماعی (نقدی بر فیلم کتاب قانون)ـ زنگ هنر مدرسه عشقمنتظر قدوم کلیک ها و میزبان نظراتتان هستیم
حق نگدارتان.
۰۲ ارديبهشت ۸۹ ، ۰۴:۱۱ توسط:مهدی رفعتی خوانساری
لعنت خدا بر این قوم کافر و ظالم که سردستشون خاتمی است.
درود بر سربازان جنگ نرم
آقا میثم عزیز یادی از ما نمی‌کنی؟
نمیدونم چی بگم!! ...خیلی قشنگ نوشتی
خیلی زیبا و شیوا نوشتی..خدا خیرت دهد.......انسانهای چون شما باشن ما احساس خطر نمیکنیم .و حکومت ولایی نزدیک است....راستی نیاز نیست از من تشکر کنی چون حق و حقیقت را گفتی من هم خواستم تشکر کنم همین... کوچک شما یه.....!!
خیلی زیبا و شیوا نوشتی..خدا خیرت دهد.......انسانهایی چون شما باشند ما احساس خطر نمیکنیم .
۰۱ ارديبهشت ۸۹ ، ۰۴:۱۱ توسط:روح الله
خیلی عالی بود.
۰۱ ارديبهشت ۸۹ ، ۰۴:۱۱ توسط:یا حسین مظلوم
خدا قوت برادر.
سلام یک سوال داشتم که ربطی به این پست ندارد.شما روزنامه های جریان مقابل را مطالعه می کنید؟واقعا آفتاب یزد آرمان مردم سالاری یا همان بهار که توقیف شد مطلب جذابی برای خواندن ندارند و تازه خیلی هم گران هستند کلا نظرتان را درمورد این تیپ روزنامه ها بفرمایید
اینکه گفته ای این آقا به اندازه کافی از جمهوری اسلامی بهره برده خیلی نکته مهمی است.اگر همین صدا و سیما و ارشاد نبودند که شجریان هم می شد یکی مثل شهرام شپ پره
۳۱ فروردين ۸۹ ، ۰۴:۱۱ توسط:مهدی رفعتی
سلام همشهری؛ از اینکه می‌بینم باعث افتخار ما شده‌ای و نقدهای واقعا زیبایی حتی برای شجریان می‌نویسی خیلی خوشحالم، سربلند باشید و مستدام، یا حق.ممنون از لطف شما.
خاک بر سر این وطن فروش آشغال
خدا یارت.
به نام خدابا سلامبی‌شک میزان توجه هر ملّت به حفظ زبان و خط خود و تلاششان در جهت تقویت آن بیانگر میزان شعور، درک، آگاهی و استقلال فکری و فرهنگی همان ملّت است. زبان فارسی به عنوان یکی از غنی‌ترین و پر محتوا‌ترین زبان‌های دنیا و زبان دوم اسلام با تاریخ، فرهنگ و تمدن ایران و حتّا کشور‌های منطقه گره خورده است؛ لیکن امروز این زبان را عامل‌های گونا‌گونی مورد تهدید جدی قرار داده‌اند که چه بسا در آینده مجبور شویم مثلا «مناجات‌نامه»‌ی پیر هرات را برای نسل جوان ترجمه کنیم! اما این خطر‌ها کدام است::ادامه‌ی توضیح در وبلاگ پیغام سروش!حضورتان گرامی و ممنون از ابراز لطفی که با نظرها، پیشنهاد‌ها و انتقاد‌هایتان خواهید فرمود!یا علی
برادر به خدا حرف دل ما رو زدی.
عالی بود. یا حق.
بهاره رهنما با آن هیکل پر از دنبه که دیگه نیاز به آرایش نداره. کی با این عروسی کرده؟
به نام خدابا سلامچه می‌شود کرد! همه‌ی درد از روشن‌فکری است یعنی خود نخبه‌دانی و دیگران را پخمه دانی! موسیقی، شعر، سینما و... همه و همه تنها وسیله اند نه هدف! حاشیه‌اند نه اصل! وقتی هدف شوند و اصل گردند آن زمان است که همین موسیقی به جای آنکه بلندت کند به زمینت می‌زند! به جای آنکه خاک پای مردمت کند مغرورت می‌کند آن وقت است که اگر هم در ایران کنسرت بگذاری در جایی می گذاری و مبلغی برای بلیطت می‌گیری که اغلب تماشاجی‌هایت مرفهان بی درد باشد نه مردم کوچه و بازار!خدا همه را هدایت کند! آمینیا علی
۲۹ فروردين ۸۹ ، ۰۴:۱۱ توسط:محمد زندی
من که هیچگاه از صدای این آقا خوشم نمی آمد حتی قبل از این جریانات . لینکت کردم میثم جان. به روزم با موضوعی با این عنوان: ژنرالی که رئیس جمهور نشد
۲۹ فروردين ۸۹ ، ۰۴:۱۱ توسط:شیعه کوچولو
بعضی مواقع . کارهای برخی افراد برایمان سخت و دوست ناداشتنی است .وی اگر درست فکر کنیم می بینیم که :خیری است که از جانب خداوند . مقرر شده است.همنوایی این افراد با مزدوران غربی را هم در همین راستا در نظر بگیرید !
آقا خیلی عالی بود اجرکم عندا... امثال آقای شجریان بر خلاف ادعاهایشان اصلا مردم برایشان مهم نیستند یک تار موی امثال استاد محمد نوری به شجریان شرافت دارد. زمان طاغوت کی ایشان ارج و قرب و منزلت بعد از انقلاب را داشت. تمامی دارو ندار خوانندگی و معروفیتش مدیون این انقلاب است. فهم و شعور نعمتی است که خدا به هر کسی نمیدهد حتی شجریان! خیلی آدمی بایستی بی معرفت باشد که نان مملکت خود را بخورد و پشت به مملکت خود کند و تازه ادعای مردمی بودن هم داشته باشد. گنده تر از ایشان بوده‌اند که بعد از مرگشان به فراموشی سپرده شده‌اند و شجریان نیز از این قاعده مستثنی نیست.
گر می نخوری "طعنه" نزن مستان را ببخشید که آقای شجریان هم عقیده ی شما نیست. ببخشید که بهاره رهنما شب عید حس نوستالوژیک بهش دست داد و این ارتباط مستقیم دارد با جمع کردن امضا بین دوستانش برای طرفداری آقای موسوی و احتمالا تمام سیزده میلیون رأی به خاطر امضاهای او بوده!! ببخشید که شما با چادر سجاده مادرتان به بهشت می روید بقیه با رژ لب به جهنم می‌روند. ببخشید که شما خدا نشدید..! تو غره بدان مشو که می می نخوری صد لقمه خوری که می غلام است آن را با این حرفایی که زدی فقط یه حسن ختام برام می‌مونه و اینکه به طرز کاملا عحیبی حس وطن‌پرستی من با دیدن رحیمی بیشتر گل میکنه!! و همین‌طور حس معنوی من با دیدن مشایی.
هنرمند بی تعهد به درد لای جرز میخوره، همون بهتر که بره برای اونور آبیها بخونه!
۲۹ فروردين ۸۹ ، ۰۴:۱۱ توسط:تقی سهیلی
سلامخیلی خوب نوشتی. ولی هنوز شجریان جای کار دارد! سوژه مناسبی برای وبلاگ نویسی است.با مطلبی با عنوان فرزندان ملکم خان در انتخابات ریاست جمهوری چه کردند؟ بروزمیاعلی
با عرض سلام خدمت شمامن مدیر وبلاگ (رهروان امام سربازان رهبر و حامیان دکتر احمدی نژاد)هستمبه دلیل اینکه وبلاگ پر محتوای دارید من از شما درخواست تبادل لینک و لوگو دارم در صورت تمایل و قرار دادن لوگو یا لینک من دروب خود به من خبر دهید تا من هم دین خود را ادا کنمبا تشکر
۲۹ فروردين ۸۹ ، ۰۴:۱۱ توسط:خوانساری
ممنون.
غلط کردی کثافت آشغال.
عالی بود و حرف ما.
سلامبه درک که در ایران کنسرت ندارد. بی ادبی و بی فرهنگی هم نیست. توصیف حال استخدا را شکر که خواننده محبوب، بازیگر محبوب و ... ندارم که تا یکیشان توزرد از آب درآمد ماتم بگیرم عوضش یک محبوب دارم که همیشه با مستضعفان است و برای محرومین کلاس نمی گذارد و همیشه رهبر محبوب ماست و مغضوب دشمن.
سلامموضوع کنسرت از افکار سیاسی ایشان جداست حقیقتا برای اجرای کنسرت در ایران مشکل است هنوز تکلیف علما با موسیقی روشن نیست هنوز ده ها نهاد امنیتی باید برای برگزاری یک کنسرت رای بدهند او استاد اواز ایران است وچنین برخوردهایی شایسته هیچ استادی نیست منطقی بیاندیشیم حق با شجریان است احساسی بیاندیشیم همه دنیا بدند وما خوبوالعاقبة للمتقین
۲۹ فروردين ۸۹ ، ۰۴:۱۱ توسط:یه رهگذر
یه بار تو مطلبی که درباره سعید ابوطالب نوشته بودی، نوشتم که برادر من، اینقدر سعی نکن راحت درباره همه نظر بدی. چرا فکر میکنی که چون خبرنگاری یا وبلاگ نویسی یا طرفدار ولایت مطلقه فقیه هستی یا ... میتونی درباره عالم و آدم نظر بدی. برادر، خیلی بهتر از من میدونی که ایدئولوژی ها بد جوری بنیان بر افکن هستند. خصوصاً اونایی که فکر میکنن مسلک و مرامشون به خدا وصله؛ دنیایی از مغالطات و خود-برتربینیها و فرافکنی ها. تو خبرنگاری شما و دوستان غیر همفکرت، احتمالاً خیلی بهتر از من که مطالبتون رو میخونم باید بتونید مطالب رو تحلیل کنید. ولی ظاهراً هر دو طیفتون مثل همید. با هرکدومتون که صحبت میکنی مثل همید. فقط افعالتون رو بر عکس هم به کار میبرید.... بعضی وقتها با خودم فکر میکنم که حکومت مدینة النبی چقدر با حکومت ما ام القرای جهان اسلام فرق میکنه و چقدرفرسنگها دوره. اونوقته که به این حدیث فکر میکنم که میفرماید: مردم آخر الزمان، خود را مسلمان می¬نامند در صورتی که دورتر از همه کس به اسلام هستند (نهج البلاغه،حکمت 369).بله درست گفتی، از ته دلت هم گفتی که «نه، ما خیلی هم دور نشدیم؛ همین نزدیکی‌ها هستیم، نه کانادا و آمریکا و انگلیس و ... ما اینجاییم؛ کنار ملت.»
آقا واقعا دستت درست.
سلامسالهاست که شجریان احتمالا تشویق های با کیفیتر* آن سوی آبی ها یا در نهایت تهرانی های توانا برای خرید بلیت های پنجاه هزار تومانی را ترجیح میدهد به کف های بی کیفیت تر لابد هموطنان شهرستانی خود،سالهاست که گمان می کند دارد لطمه می زند به جمهوری اسلامی ایران که کنسرت نمی دهد در ان،سالهاست که شجریان سود میدان دادن به او توسط جمهوری اسلامی را جمع کرده و دیگر نیازی نمی بیند که نمکدان را نشکند،سالهاست که شجریان تنها گمان می کند که اگر کنسرت ندهد به سبک تحریم های سی ساله اجنبی و استکبار جوانان این سرزمین ناراضی خواهند شد از جمهوری اسلامی ایران،سالهاست که جواب ما به همه این گمانها تنها یک لبخند است...*اشاره به مصاحبه اخیر عبدی در بی باکیفیتر دانستن رای های خود(شان)خیلی خوب نوشتی. ممنون.
پسر خیلی محشر نوشتی،‌ به خودش قسم بریدم.

ارسال نظر

متاسفانه به علت عملیات بروزرسانی، موقتا امکان ارسال نظر و نظرسنجی مطالب غیر فعال می باشد.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی