مسئولیت و سازندگی

با یادی از درب سوخته خانه تشیع

مسئولیت و سازندگی

با یادی از درب سوخته خانه تشیع

بسم الله الرحمن الرحیم
به یاد دری که سوخت، پهلویی که شکست، سری که شکافت، جگری که آتش گرفت، گلویی که بریده و چادری که از سر کشیده شد. اسم وبلاگ نام یکی از کتب معروف شیخ مظلوم، استاد علی صفایی حائری می‌باشد. یاعلی

آخرین نظرات
پیوندهای روزانه

مهاجرانی را می شناسید؟

جمعه, ۹ بهمن ۱۳۸۸، ۰۲:۵۷ ق.ظ

این روزها با وجود امتحانات دانشگاه و مشغله زیاد دو کتاب از عطاالله مهاجرانی خواندم، حقیقت امر این است که بعد از اتفاقات اخیر کشور همه چیز برای من در این طرفی و اون طرفی بودن خلاصه می شد یعنی آدم ها از هنرمند و بقال گرفته تا کارگر و کارمند با حمایت هایی که قبل و بعد از انتخابات از نامزدهای دور دهم انتخابات ریاست جمهوری ایران کرده بودند در ذهنم برچسب احمدی نژادی و میرحسینی(رضایی، کروبی و موسوی)داشتند برچسب هایی که خیلی ها در ذهن های خودشان روی پیشانی آدم ها چسبانده اند و با آب و اسید هم نمی شود آن ها را کند اما از آنجایی که یکی از برادرهایم که دستی هم بر موسیقی دارد و اصولا در خانواده به آدم آرام و بی خیالی مشهور است به خواندن رمان و کتاب های اندیشه ای علاقه دارد من را هم به خواندن رمان علاقه مند کرده است.

البته این را هم بگویم که برادرم کاملا در موضع مخالف من در سیاست قرار دارد اما به هر تقدیر با توصیفاتی که از "برف" و "میناگران"مهاجرانی داشت من هر دو کتاب را خواندم تا به دور از حرف و حدیث هایی که این روزها اطراف بسیاری از افراد را گرفته اندکی با تفکرات این فرد آشنا شوم.

هر دو کتاب بسیار عالی بود از همه لحاظ، یعنی نمی توان گفت که مثلا در تصویر نگاری یا قلم روان و یا حتی روانشناسی و انطباق موضوع با حال کم گذاشته بود(علی رغم اینکه هر دو اثر سالیان قبل نوشته شده است).

بعد از خواندن هر دو اثر علاوه بر سوالاتی که توسط خود کتاب ها برایم پیش آمده بود باز هم با توجه به رسوبات سیاسی نگری که در ذهن هر روزنامه نگاری تا آخر عمرش وجود دارد عطاالله مهاجرانی را در تناقض بسیار آشکار با قلمش دیدم و اینگونه به نظرم آمد که صداقت حلقه گم شده نوشته های اوست.

اخیرا مطلبی مصاحبه گونه از همسر سوم وی در رسانه های اصولگرا منتشر شد که هر چه این مطلب را در کنار تفکرات کاغذی(کتاب هایش)می گذارم جور در نمی آید یا حتی سابقه ای که از مهاجرانی در ذهن های هر ایرانی مانده با مطالعه کتاب "برف"ش باعث می شود که انسان تنها خودش را گول بزند که این را فرد دیگری نوشته یا اسم نویسنده را در طول خواندن کتاب به فراموشی بسپارد.

هنوز هم به نتیجه گیری درستی نرسیده ام که امیدوارم به نظرات و کمک های دوستانم برسم.

موافقین ۰ مخالفین ۰ ۸۸/۱۱/۰۹
میثم تولایی

نظرات  (۳)

جناب میثم خان همه همینطور هستند یعنی اینکه زمانی که قلمی بدست می گیرند ایده آلهای خودشتان را می نویسند ولی در زندگی طور دیگری هستند خود شما هم همنطور هستید صحبت با برو بجه های شما را اگر روی کاغذ بیاروند اختلاف زیادی با نوشته های چند بار ویرایش شده شما دارد این طور نیست؟
اخه احمق به نظرت ۳ تا زن داره مهاجرانی و یه زن بزرگواری مثل خانوم کدیور که از یه خانواده فرهیخته میاد و به نظر من از روشنفکر ترین بانو های ایران هست هنوز باهاش زندگی میکنه؟چقد احمقی توفکر کردی واسه چی مهاجرانی ایران رو ترک کرد؟؟؟؟؟ مثلان یکی مثل مهاجرانی ک مشاوره قرآنی امام بوده و نماینده امام تو کیهان بود یه مدت و نماینده اول مجلس و وزیر فرهنگ دوره اصلاحات بوده به نظرت چرا رفته لندن؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟این باره اول هست که این تخریب ها علیه بزرگان اصلاحات انجام میشه؟؟؟؟همین که شما توهین نکردید ممنون!
۳۰ بهمن ۸۸ ، ۰۳:۱۲ توسط:لبخند بزن!
مهاجرانی را تصور می‌کنم هیچ کس نشناسد،‌ یعنی اصلاح طلبان را هیچ کس نمی‌شناسد کسانی که اوایل انقلاب مردم را به خاطر بیرون بودن دو تار مو یا آستین کوتاه چوب می‌کردند و حالا ...

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی