مسئولیت و سازندگی

با یادی از درب سوخته خانه تشیع

مسئولیت و سازندگی

با یادی از درب سوخته خانه تشیع

بسم الله الرحمن الرحیم
به یاد دری که سوخت، پهلویی که شکست، سری که شکافت، جگری که آتش گرفت، گلویی که بریده و چادری که از سر کشیده شد. اسم وبلاگ نام یکی از کتب معروف شیخ مظلوم، استاد علی صفایی حائری می‌باشد. یاعلی

آخرین نظرات
پیوندهای روزانه
بسم الله الرحمن الرحیم
همه متاثریم، تمام رسانه ها و شبکه های اجتماعی پر است از تصاویر فرزندان این آب و خاک که حالا پس از سه دهه وارد کشور شدند. همه متاثریم، شنیدیم که می گویند وقتی خاری بر بدن فرزند فرو می رود، دردش را هم مادر متوجه می شود، نمی دانیم وقتی که دستانشان را بستند، پاهایشان را بستند، کنار هم خواباندنشان، وقتی که قطعا جز ذکر چیز دیگری نمی گفتند، جز وطن به چیز دیگری فکر نمی کردند و در راهشان سست نشدند، در آن لحظه مادرانشان چه حال و روزی پیدا کردند؟ مادری شاید از آشوب دل کارش به بیمارستان کشیده، مادری ناخودآگاه نفسش تنگ شده، دستانش را که تا دیروز محل بوسه بهترین خلایق خدا بود... نمی شود حال و روز این مادران را در آن لحظه که همه ما این روزها درگیرش هستیم، توصیف کرد، فرزندانشان در حال جان دادن زیر خروارها خاک بودند، شاید بعد از ریختن خاک یک بار یا چند بار هم با شنی تانک روی آن ها رفتند تا دلشان بیشتر خنک شود!

اصلا در آن لحظه جان دادن، تک تک مردم ایران مشغول به چه کاری بودند؟ کاش روز و ساعت دقیق این اتفاق را معلوم می کردند تا همه آدم هایی که آن روز بودند قدری به خودشان فشار می آوردند و فکر می کردند که در آن روز چه کار می کردند؟ خودشان جبهه بودند؟ دنبال سکه و ارز بودند؟ با میتران قهوه میخوردند یا با زن و بچه خود در کیش و لتیان جت اسکی می کردند؟! البته حالا دیگر پوست کلفت تر از این ها شده ایم، برایمان فرقی ندارد... .

این روزها تمام دلخوشیمان به همین جمله آقای جوادی آملی است که خدا حفظش کند برای ما، دعایم این است که این حرف درست باشد، خدا کند که این نقل قول از خود ایشان باشد تا اندکی خیالمان راحت شود، حجت پیدا کنیم برای تمام بدعهدی ها و بی غیرتی هایی که در حق شیعیان علی کردیم و خودمان را گول بزنیم تا راحت تر بخوابیم. این روزها 175 غواص خمینی بعد از سه دهه پا روی خاکی گذاشتند که برایش کشته شدند، آمدند به خانه خودشان، مالکان اصلی این آب و خاک برگشتند اما جز ویرانه ای در دستان ما چیزی ندیدند، خدا را شکر که رویشان پرچم ایران را کشیده بودند تا چیزی نبینند و نگویند که ما برای خمینی اینگونه جان دادیم، شما برای خامنه ای چه کردید؟!
یاعلی


۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۸ خرداد ۹۴ ، ۱۰:۴۸
میثم تولایی

بسم الله الرحمن الرحیم

حال و هوای عید برای برخی با آمدن عمو فیروزها و ماهی قرمزهای داخل تنگ دست فروش‌های خیابان مولوی خودش را نشان می‌دهد و برای برخی دیگر هم نوستالوژی‌های متفاوتی همچون کاغذهای رنگی، شستن فرش‌های مادربزرگ روی بام خانه کاه‌گلی روستا یا... .

اما حال و هوای عید برای من تنها در یک فیلم خلاصه می‌شود، فیلمی که تنها یک فیلم نبود! همیشه نزدیکی‌های عید میل به دیدن"آژانس شیشه‌ای" برایم یک حس خوشآیند بوده که سعی می‌کنم آن را زنده نگاه دارم.

عباس آژانس شیشه‌ای در همین ایام قبل از عید بود که باید می‌رفت. لوکیشن‌های خانه، بنیاد شهید در حال رنگ، آژانس و ... .

امروز برای پنجاه و پنجمین بار آژانس شیشه‌ای را دیدم و لذت بردم با یک تفاوت، اینکه دیگر آن"پیر جوون زخم چشیده" پیر شده است، هموونی که اتفاق افتاده بود!


بعد التحریر:‌ امروز هم مردم ما نقش"شاهد" را برای حاج کاظم بازی می‌کنند نه آن چه خارجیان نام گروگان برایشان انتخاب می‌کنند، مردم ما خواهان ایستادگی در برابر حرف زوری هستند که نباید شاهرگ غیرت آن خشک شود.

یاعلی

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۳ بهمن ۹۳ ، ۱۵:۲۴
میثم تولایی

بسم الله الرحمن الرحیم

یکی از مداحان(خرم فر) نقل کرد که این نوحه را در محضر حضرت آیت الله بهجت رحمه الله علیه خواندم:

امشبی را شه دین در حرمش مهمان است/ مکن ای صبح طلوع، مکن ای صبح طلوع

ایشان فرمودند می‌دانی شاعر این نوحه کیست؟ گفتم نمی‌دانم. همه این شعر را می‌خوانند، ولی کسی نمی‌داند شاعرش کیست. فرمودند شاعرش مرحوم پدرم است، کربلایی محمود بهجت.

همچنین فرزند آیت‌الله بهجت رحمه الله علیه نیز در خاطره‌ای نقل کردند که  این شعر را نزد پدر خواندم و طبق معمول، با این نقل: "ظهر فردا بدنش زیر سم اسبان است" خواندم که ایشان فرمودند: عصر فردا. عصر فردا. عصر فردا بدنش زیر سم اسبان است... .

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۳ آبان ۹۳ ، ۲۲:۱۶
میثم تولایی

بسم الله الرحمن الرحیم


دو کتاب"حجاب بی حجاب" و "حجاب با حجاب" آقای محمدرضا زائری را خواندم. از این دو کتاب که حقیقتا باید گفت سوای از علمی بودن یا نبودن، راهکار دادن یا ندادن، خیرخواهانه و البته دلسوزانه است یک صفحه را که به نظرم خواندنی است انتخاب کردم:

وقتی می‌گوییم حجاب قبل از آنکه ویژگی و خصوصیت دینی داشته باشد دارای حیثیت فرهنگی است، منظور و مقصودمان زدودن شان دینی از این مساله یا تمرکز بیشتر روی جنبه‌های دیگر، یا حتی تغافل از حساسیت حکم شرعی آن نیست؛ بلکه می‌خواهیم به اساس و قاعده بسیار مهمی تاکید کنیم که مفهوم حجاب در بستر آن شکل می‌گیرد و جریان پیدا می‌کند.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۶ مهر ۹۳ ، ۰۹:۴۵
میثم تولایی

بسم الله الرحمن الرحیم

 

به نظرم در روند تخصیص مجوزهای ساخت و ساز، جای الزام کاشت نهال و درخت توسط مالک یا سازنده خالی است. همه ما طی سال‌های گذشته و هم‌اکنون شاهد این بوده‌ایم که با تخریب منزلی برای ساخت آپارتمان‌های چند طبقه، درختان کهنسال به واسطه آسیب‌های جدی که از برخورد بیل لودرهای خاک‌برداری یا گچ و سیمانی که جای خاک باغچه‌ها را می‌گیرند، خشک شده و بعد از مدتی هم دور از چشم ماموران شهرداری قطع می‌شوند.

 

اگر شهرداری‌های کل کشور سازندگان و مالکان را ملزم کنند متناسب با متراژ ملک و عرض آن، تعدادی نهال جلوی ساختمان ساخته شده، یعنی در کوچه و خیابانی که ساختمان بالا رفته، بکارند، خیلی عالی است. همین‌طور با توجه به اینکه اکثر ساختمان‌ها دارای حیاط هستند، این الزام متناسب با متراژ حیاط‌ها نیز اعمال شود.

 

اگر سال‌ها قبل این اتفاق افتاده بود شاهد کوچه‌ها و خیابان‌های سرسبزی در تهران بودیم که تنفس را برای ما راحت‌تر می‌کرد، الآن گرچه دیر شده اما جلوی ضرر را از هر جا بگیریم منفعت است.

 

یاعلی

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۳ شهریور ۹۳ ، ۱۴:۲۱
میثم تولایی

بسم الله الرحمن الرحیم

 

امروز حین خواندن خاطرات سال 60 آقای هاشمی رفسنجانی که با عنوان عبور از بحران توسط یاسر هاشمی تحریر و منتشر شده است، به نکته جالبی برخورد کردم که خواندش به صورت صریح و قاطع نظر و توجه حضرت امام خمینی(ره) به یکی از موضوعات مورد اختلاف را پاسخ می‌دهد.

این خاطره می‌تواند پاسخ محکمی باشد بر اظهارات اخیر خانم ... که در گفت‌وگو با رسانه‌های ضد انقلاب ضمن سواستفاده از رابطه خانوادگی خود چهره دیگری از حضرت امام(ره) را به نمایش می‌گذارد.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۸ شهریور ۹۳ ، ۱۵:۴۹
میثم تولایی
بسم الله الرحمن الرحیم

مدت‌هاست که او را می‌شناسم، مردی که هر وقت می‌بینمش یا همکلامش می‌شوم یادآور اسطوره‌هایی می‌شود برایم که تنها در کتاب‌های دفاع مقدسی یا زندگی و سلوک مسئولان اوایل انقلاب خوانده‌ام و خوانده‌ایم.

قطعا این جمله امام امت را در سوگ شهیدان رجایی و باهنر شنیده‌اید که فرمود: اگر رجایی و باهنر نیستند، خدا که هست! حقیقتش از زمانی که این جمله امام را سال‌ها پیش خواندم و یا همین حالا می‌خوانم تنها یک چیز فکرم را مشغول کرده و می‌کند، اینکه امثال رجایی و باهنر چقدر جایگاهشان بالا بوده، چقدر مردم در بهت از دست رفتن آن‌ها بودند، خلاصه چقدر رفتن این دو عزیز برای مردم گران تمام شده که امام می‌گوید: ... خدا که هست...
۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۹ دی ۹۲ ، ۱۳:۳۲
میثم تولایی
بسم الله الرحمن الرحیم
 
در وصف و تحلیل قیام امام حسین علیه‌السلام کتب بسیاری نوشته و مقالات فراوانی به چاپ رسیده است، نوشته‌هایی که مختص فارسی زبانان و یا عرب زبانان محب اهل بیت علیهم‌السلام نبوده و نویسندگان مختلفی با ادیان و مذاهب مختلف سعی در نشان دادن گوشه ای از عظمت و بزرگی قیام عاشورا داشته و دارند.
 
اما در این بین کتب مشهوری هم هستند که حالا بعد از مقاتل، مرجع دیگر نویسندگان قرار می‌گیرند نظیر کتاب "قیام حسین علیه‌السلام" زنده یاد سید جعفر شهیدی. اما این روزها کتب دیگری هم به چاپ می‌رسند که می‌توانند نسل جوان را پاسخگو باشند.
 
۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۳ آذر ۹۲ ، ۱۰:۱۱
میثم تولایی